تبليغاتX
فریاد ...

فریاد ...

 

  نماز شام غریبان چو گریه آغازم

   به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

    به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید

     ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز

      همای اوج سعادت به دام ما افتد

       اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

        حباب وار براندازم از نشاط کلاه

         اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

          به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

           بود که قرعه دولت به نام ما افتد

بگو بگو: محسن نامجو

+ نوشته شده در 88/08/12ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط دنیای آزاد |